تبليغاتX
پردال

pardal

پردال

pardal

http://pardal.blogfa.com

پردال

پردال

پردال

يا حق
سلام
اينجا پردال است
پردال فقط برای پردال می نویسد و به خود نگیرید !!!
هر چه می خواهی از چرایی های پردال بدانی در پست اول بخوان
تا حق ...
امضا : پردال!!!

پ.ن .: صفحه با مرورگر فایرفاکس بهتر دیده می شود !

پردال

بگذريد تا خدا هم از شما بگذرد

يا حق

بار الها به گذشت تو اميد دارم و مي دانم رحمت تو و مغفرت تو آن چنان است که از بنده ي مغروق در گناه و اشتباهت خواهي گذشت . اما... اما حق بندگان را چه کنم ؟ الهي کاش که ذره اي از رحمت و گذشت بي کرانت را در بندگانت قرار دهي !

*******


« وَ لَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ﴿43/شوري) »

هر كه صبر كند و درگذرد مسلما اين [خويشتن دارى حاكى] از اراده قوى [در] كارهاست   .

گاه پيش مي آيد که شخص يا اشخاصي خواسته يا ناخواسته ما را مورد رنجش قرار مي دهند و به حريم شخصي مان متعرض مي شوند ، در اين حال مي توانيم برخوردي متقابل و انتقام جويانه در قبال آنها داشته باشيم و کينه توزانه رفتار کنيم و يا مي توانيم با برخورد و رفتار محبت آميز و سنجيده فرد را از رفتار خود شرمنده سازيم و با گذشت و عفو ، سبکي خاطري در روح و وجود خود پديد آوريم که هيچ چيز جاي آن را نگيرد .

پيامبر اکرم ( ص) مي فرمايند :

« علیکم با‌لعفو فانّ‌العفو‌لایزید اِلّا عزاً : بر شما باد به عفو و گذشت، چرا که عفو چیزی جز عزت بر انسان نمی‌افزاید »

عفو و گذشت براي شخص عزت مي آورد ، چرا که در نظر مردم نشانه ي بزرگواری است، در حالی که انتقام‌جویی نشاني بر کوتاه فکری و عدم تسلط بر نفس می‌باشد. عفو و گذشت از ادامه ي سلسله وار رفتار هاي کينه توزانه و انتقام جويانه جلوگيري مي کند و در حقيقت نقطه ي پاياني بر اين دشمني ها مي گذارد .

هم چنين مي فرمايند :
« تعافوا تسقط‌ الضغائن بینکم : یکدیگر را عفو کنید که دشمنی‌ها و کینه‌ها را از میان می‌برد. »

اسلام نسبت به اين موضوع بسيار سفارش کرده و مومنان را به آن دعوت نموده است :

« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ... َإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿14/تغابن) »

اي كساني كه ايمان آورده‏ايد ... اگر عفو كنيد و صرفنظر نمائيد و ببخشيد (خدا شما را مي‏بخشد) چرا كه خداوند بخشنده و مهربان است.

هم چنين قرآن مجید در یکی از توصیفات خود از « متقین » می فرماید:
« الذین ینفقون فی السراء والضراء و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین ( 134/آل عمران ) »
آنان کسانی هستند که در فراخی و تنگی انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و از مردم در می گذرند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

اصلا براي گذشت همين کافي است که بدانيم اميرالمومنين ، علي (ع) مي فرمايند :

« العفو مع‌القدره جنه من عذاب‌الله سبحانه »
عفو و گذشت به هنگام قدرت سپری است در برابر عذاب الهی.

گوشه هايي از عفو و گذشت بزرگان :

* حضرت علي (ع) در لحظات شهادت به فرزندان خود درباره ي قاتل خويش اين چنين وصيت کردند:

اگر ماندم خودم اختيار خون خويش را دارم و اگر بميرم مرگ وعده گاه من است ، اگر عفو کنم براي من نزديک شدن به خدا و براي شما نيکي و حسنه است پس عفو کنيد ، « آيا دوست نداريد خدا شما را بيامرزد ؟ »

* حضرت علی بن الحسین علیه السلام کنیزی داشتند که آب روی دست حضرت می ریخت تا ایشان برای نماز وضو بگیرند. یک بار هنگامی که روی دست حضرت آب می ریخت، ظرف آب از دست او روی صورت حضرت افتاده و ايشان را مجروح کرد، حضرت سرشان را به سوی او بلند کردند. و به او نگریستند، در این حال او گفت: خداوند عزوجل می فرماید:
« و الکاظمین الغیظ » حضرت به او فرمودند غیظ و خشم خود را فرو خوردم.
او گفت « و العافین من الناس » حضرت به او فرمودند خداوند تو را عفو کند.
او گفت « والله یحب المحسنین » حضرت فرمودند: برو که تو آزاد هستی !!

* عده ای نزد حضرت علي بن الحسين (ع) میهمانی دعوت بودند یکی از خادمین حضرت در آوردن گوشت بریانی که در تنور بود عجله کرد پس با سرعت آن را به دست گرفته و جلو آمد که در یک لحظه سیخ های کباب از دست او بر روی زمین افتاد و به سر یکی از فرزندان حضرت علی بن الحسین علیه السلام که در زیر پله (شومینه) استراحت می کرد اصابت نموده و باعث شد او کشته شود. در این حال آن غلام به شدت احساس تحیر نموده و مضطرب شده بود که ناگاه حضرت علی بن الحسین به او فرمودند:
تو آزاد هستی!! چرا که تو تعمدی در این کار نداشتی و بعد مشغول تجهیز پسر شد و او را دفن نمودند.

****خواندمشان آموختم و نوشتم :

1. قرآن کريم

2. نهج البلاغه

 

پي نوشت :

راستش مي دونم گذشت کار خيلي بزرگيه اما اونقدر ها هم سخت نيست " بگذريد تا خدا هم از شما بگذرد "

 از خدا مي خوام به من هم اراده اي بده تا بتونم گذشت کنم به اميد گذشت خودش!

ازم بگذريد و حلالم کنيد!

  تاحق

 امضا : پردال 

*الان آسمون خدا مثه آسمون دل من بارونیه می خوام برم زیر بارون دعا کنم . هر کی زیر بارونه برا من دعا کنه ! 

 

برچسب ها:
تاریخ ارسال:

روزهاي آخري

يا حق

عرق شرم بر پيکر آلوده ام نشسته است و اندام خسته ام آن قدر از کشيدن بار سنگين معصيت به ستوه آمده اند که استخوان هايم نيز فرياد مي زنند :

« خدايا مرا ببخش ! »

خدايا اکنون که خودت در آشتي را به رويم باز کردي بدي هاي مرا ناديده بگير و شهد شيرين استغفار را به کامم فرونشان !

بار الها دست هاي لرزانم را در دست هاي پر مهر مولاي مهربانم بگذار و خاک پايش را کيمياي جسم بي جانم ساز !


*******

اين روزا حس عجيبي دارم يه جور دلتنگي . ديروز رفتم سراغ کمد وسايل شخصيم دستم رفت روي لباس احرامي هام دلم گرفت هوس کردم بپوشمشون گريه ام گرفت يادم افتاد دو سال پيش همين موقع ها محرم شده بودم و همين لباس ها رو پوشيده بودم .

دلم تنگه ، تنگه ، تنگه ...

خدايا نکنه ازم قطع اميد کردي ؟ نکنه اون سفر برا اتمام حجت بود ؟ خدايا از اون سال تا حالا امام رضا هم منو قبول نمي کنه . ديگه طاقت ندارم ...


********

ايام اعتکاف دعا براي ما رو هم فراموش نکنيد

                                                          التماس دعا

                    تا حق ...

 

                                            امضا : پردال

برچسب ها: هر چه خواسته دل تنگم گفته
تاریخ ارسال:

حمله ي نظامي به یکی از بخش های منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس واقع در عسلویه !

 

به محض ديدن اين جمله چشمت که در حال مرور تيتر خبرهاست متوقف مي شود و روي حمله ي نظامي متمرکز مي شود ؛ يعني آغاز حمله ي آمريکايي ها ؟؟؟ سريع به سمت تلفن مي دوي و هر کس را که مي تواني خبر مي کني و ...

و اين مي شود آغاز چيزي بدتر از يک حمله ي نظامي ؛ يک خودکشي محض ، بدون هيچ زحمتي براي آمريکايي ها .

شايعه جان مي گيرد .

 

دهخدا در تعريف شايعه مي نويسد :

« شايعه خبري است که فاش شود ولي صحت و نادرستي آن معلوم نباشد و يا به عبارت به اصطلاح امروزي شايعه خبرهاي نادرست و فاقد اصالت است که در ميان مردم بر سر زبان هاست »

حوزه عمل شايعات تخريب افکار عمومي و آسيب به رفتار عمومي جامعه مي باشد . امروزه شايعه پراکني يکي از شگرد هاي متعارف در عمليات رواني است که دشمنان با هدف القاي توهم و تخريب افکار عمومي و به منظور زمينه سازي براي بهره برداري سياسي ، اقتصادي و ... از آن استفاده مي شود .

شايعه خبري از نوع ابتدايي ترين خبرهاست که بر پايه هياهويي بي اساس پديد مي آيد. شايعه ، انتقال پيام و خبر از طريق شفاهي است بي آنکه منبع آن شناخته شود بنابراين خبري است از هرجهت غير دقيق، نا موثق و ناقص. از نقطه نظر مذهبي شايعه معمولا مجموعه اي از غيبت، بهتان و گاه دشنام است که بر اساس متن صريح احکام اسلامي تصديق هر يک از موارد فوق و يا سکوت و عدم مقابله با شايعه در حقيقت نوعي مشارکت در جرم و دوستي با مجرم اوليه و از گناهان کبيره محسوب مي شود.
شايعه بيان نگراني ها و اضطراب هاي بخشي از مردم در برابر فريب اطلاعاتي است. شايعه در رديف پيامهايي است که براي تحريک هيجاني، ترس را فرياد مي کشد. شايعه کسي را قانع نمي کند، چيزي را به زبان مي آورد که عموم حاضرند آن را باور کنند. شايعه گرچه با شواهد پشتيباني نمي شود با اين حال گسترش مي يابد، چون مردمي که آن را مي شنوند بازگو مي کنند. فرد فقط وقتي شايعه را تکرار مي کند که بعضي از نيازهاي او بدين وسيله برآورده شود.هنگامي که شايعه به سرعت و در سطح گسترده اي منتشر مي شود بدين معني که در ميان مردمي که آن را تکرار مي کنند نفرت، ترس و يا اميد گسترش يافته است. حتي مردمي که به شايعه اعتقاد ندارند آنرا بازگو مي کنند زيرا بدين وسيله، امکاني براي بروز هيجانات خود که در غير اين صورت بايد سرکوب شود پيدا مي کنند.

 

 

ويژگيهاي شايعه عبارتند از:
منبع نامشخص
مخاطبان نا همگون و پراکنده
مجراهاي انتقال رسمي و غير رسمي
شبکه هاي پخش ناپايدار و زودگذر
سرعت شگفت انگيز
محتواي تازه و به روز
بده بستان جمعي
هزينه اندک
قابليت پذيرش بسيار
ناموثق ترين نوع خبر
ابزاري براي مقابله با محروميت
قابليت کنترل بسيار دشوار
نوعي فرافکني
توليد ساده
بازتاب غيرقابل پيش بيني
مبارزه با آن پيچيده است.
بدون هرگونه احساس گناه

 

عوامل موثر در ترويج شايعه

براي آن که در جامعه اي پديده ي شايعه تشکيل و در بين مخاطبان گسترش يابد نيازمند بستري مناسب و علل و عواملي است که حرکت آن را سرعت بخشد . مهم ترين اين عوامل عبارتند از :

۱.   موقعيت و اوضاع و احوال مناسب

۲.   ميزان اهميت موضوع در جامعه م

۳.   ميزان ابهام و تاريکي موجود در خبر يا موضوع مورد نظر

۴.   شدت هيجانات و تشنج هاي عاطفي

۵.   جنگ موقعيت مناسب براي ترويج شايعه است

۶.   خلا اطلاعات

۷.   نظام اطلاع رساني و وسايل ارتباط جمعي

۸.   اطلاعات و اخبار متناقص

۹.   مسائل و موضوعات مهم که حفظ اسرار آن ها لازم است ، بستر مناسبي براي تولد شايعه است

۱۰.  ترس يا اميد حاکم بر مردم جامعه سبب گسترش شايعه مي شود .

 

 

رهنمود هايي از مقام معظم رهبري در اين باب :

 

« در زمينه ي شايعه وجود اختلاف ( کاري که راديو هاي بيگانه اصرار دارند و انجام مي دهند ) پيداست که استکبار جهاني و مخالفين با انقلاب دلشان مي خواهد اين اختلاف وجود داشته باشد و حالا که نيست دلشان مي خواهد شايعه اش وجود داشته باشد .»

يکي از چيزهايي که بايد از آن اجتناب کرد ؛ قول به غير علم است که در قرآن کريم هم پيروي بدون علم که پيروي اعم از گفتن ، اعتقاد پيدا کردن و عمل کردن بسيار بزرگ شمرده شده است . چنان که در قرآن آمده چيزي که يقين و علم نداري نه بگويي ، نه اعتقاد به آن داشته باشيد و نه دنبال آن راه بيفتيد و نه به آن عمل کنيد.

بخشي از کارهاي مشکلي که در جوامع به وجود مي آيد و امروزه در جامعه ي خودمان هم هست ... هر چيزي را که نسلت به هر کسي و يا هر موضوعي خواستيد ر زبان جاري کنيد مواظب باشيد بدون علم ، بدون اطلاع ، به اتکاي هواي نفس نباشد و به اتکاي شايعه حدس و گمان نزنيد . متاسفانه امروزه در جامعه ما تا حدود زيادي اين بيماري رايج است ... توجه داشته باشيم اگر اين يک مورد را مردم چقدر سوءظن ها ، دودستگي ها ، اختلافات ، دلسردي ها و شايعات از بين مي رود . يکي از حربه هاي دشمن ، همين جنگ رواني به وسيله ي شايعه پراکني است ... »

 

 

**** خواندم  ، ياد گرفتم و نوشتم :

1.   شایعه سازی «الجزیره» درباره عسلویه

  1. کتاب دانستني هاي عمومي مديريت
  2. شايعه
  3. شايعه و تاثير آن

 

تا حق ...

                                    امضا : پردال

برچسب ها:
تاریخ ارسال:

دیوار های یک کتابخانه ی عمومی!!!

يا حق

 

وقتي چشمت را باز تر مي کني و با دقت نگاهي روي ديوار رو به رويت مي اندازي خطوط کم وبيش نا واضحي را مي بيني . جايي شخصي خطي کشيده و دنبال کردن تو را مي طلبد آن چنان مي رود که يا تو خسته مي شوي و رهايش مي کني يا او خسته مي شود و اعتراف مي کند ، اعتراف ميکند که تو را بيهوده با خود همراه کرده ، تنها براي داشتن همدمي ؛ يا شايد بيکاريت را دست مايه خنده اش کرده ، کسي چه مي داند ؟؟؟

کمي آن طرف تر علامت هايي نا آشنا را مي بيني ، علامت هايي بي سر و ته که هرچه بيش تر نگاه مي کني بي معنا تر به نظر مي رسند ، پس بهتر است از اين بي سر و ته اشکال هم بگذري !

بالاي همان بي سر و ته اشکال نوشته هاي ريز و درشت با خط هاي شکسته و نچندان خوانا ابراز علاقه و  I love …  هايي را ميبيني که حکايت از حضور ليلي و مجنون ها و شيرين و فرهادها مي کند.

کمي که به طرف راست بچرخي و جلو بروي روي همان ديوار قطعه شعري را مي بيني که که شيريني از بي فرهاديش سخن مي گويد ...

باز هم اگر سرت را اندکي بچرخاني جاي خراش هايي را مي بيني که از عمق کمش و نا توانيش مي توان حدس زد کسي تلاش کرده با ناخن هايش اثري از خود باقي بگذارد ، شايد مي خواسته بگويد من هم هستم اين هم نوعي ابراز وجود است!

البته  همانجا ها مي تواني خلاصه هر درسي را که بخواهي مرور کني ديوار ها پرند از اين نکات درسي و خلاصه ها .

 

 

...

اين بود ديوار هاي يک کتابخانه ي عمومي !!!

ديوار ها همچنان هستند و ديوار نوشته ها نيز ...

            تا حق ...

                                     امضا : پردال

 

 

برچسب ها: هر چي از هر کي از هرجا دوست دارم
تاریخ ارسال:

حرکت قطار

يا حق ...

 

دو روز پيش لينکي به دستم رسيد که باورش داشتم و حرف دل من بود بدجور نشست :

 

.... ساعت حركت قطار كه مي رسيد و همين كه قطار راه مي افتاد، بچه ها مي دويدند، سنگ بر مي داشتند و قطار را مورد حمله قرار مي دادند !

من تعجب مي كردم كه اگر به اين قطار بايد سنگ زد، چرا وقتي كه ايستاده يك ريگ كوچك هم به آن نمي زنند و اگر بايد برايش اعجاب قائل بود ، اعجاب بيشتر وقتي است كه حركت مي كند...!

اين معما برايم وجود داشت تا وقتي كه بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.

 

ديدم، اين قانون كلي زندگي ما ايراني هاست كه هر كسي و هر چيزي تا وقتي كه ساكن است، تا ساكت است، مورد تعظيم است....

اما همين كه به راه افتاد و يك قدم برداشت، نه تنها كسي كمكش نمي كند، بلكه سنگ است كه به طرفش پرتاب مي شود و اين نشانه ي يك جامعه مرده است !

 

ولي يك جامعه زنده فقط يراي كساني احترام قائل است كه :

 

"  متكلم هستند  نه ساكت ، متحركند  نه  ساكن ، باخبرند  نه  بي خبر ... ! "

بخشي از كتاب" احياي تفكر اسلامي "

استاد شهيد مرتضي مطهري

 

 * پي نوشت :

اين است دردي که ما دچاريم ؛ " خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو " . يا بايست و حرکت نکن و خاموش باش ولي مورد احترام و تعظيم يا حرکت کن و بخروش ولي سنگ ها را تحمل کن

اين چنين است گردش پردال روزگار !

               تاحق ....

                   

                                          امضا :   پردال!!!

برچسب ها:
تاریخ ارسال:

پردال؟؟؟

یا حق

کوثر پرسيده بود : "پردال یعنی چی؟ " لغت نامه ي دهخدا پردال را اين طور معنا کرده :

]پ َ] (اِ) پرگال . پرگار. فرجار. آلت دایره کشیدن . (برهان).
اما چرا اسم پردال ؟

پردال يک آلت است براي کشيدن دايره ، دوران نقاط . ما هم نقطه ايم و پردال روزگار ما را با خود مي برد و دايره ي ما را مي نگارد  ...

به نظرمن هم کوتاه است و هم پر معنا

همين!

                                                        تا حق ...

                                                    امضا :  پردال                                               

برچسب ها:
تاریخ ارسال:

من و پردال در يک پست

يا حق

سلام

اينجا پردال است

پردال همان جايي است که به آن پناه مي برم از آشناهاي نا آشنا ، همان ها که فقط نام مرا مي دانند ، آن ها که پرهاي صداقت و اعتماد مرا مي سوزانند و بر روح خسته ي من زخمه مي زنند آن ها که سکوت شيشه اي مرا مي بينند و باز هم پتک حرف هايشان را بر سرم مي کوبند آن ها که مرا فقط علامت تعجبي آخر جملات خبري شان مي دانند

پردال همان جايي است که تنهاکده اش گويند همان جا که تنهايي ام را در وراي آن بي کسي ها خاک مي کنم دور از همه ي آن دورويي ها جايي که من باشم با تمام درد هايم با تمام زخم هايم آن جا که نه نمکي باشد و نه نمک پاشي که سوزشي عميق بر جانم فشاند

آري اين جا پردال است و تو شايد نخستين کسي باشي که صداي مرا از اين جا مي شنوي پس مرا تنها نگذار و دايره ي دوران را با من بپيما شايد آن روز که بايد را با هم با حضورش جشن بگيريم

پس پردال را به خاطر بسپار

 

                                  تا حق ...

                                                        امضا :    پردال!!! 

 

*پي نوشت :

مدت ها در جايي در اين دنياي مجازي به سر مي بردم که نامش را آب و آينه گذاشته بودم چون هر دو صاف بودند و بي ريا و من هم خودم را اين گونه ساخته بودم اما وقتي ديددم که دوران اين دايره ي کبود  بي ريايي را اجازه ي حيات نمي دهد آب و آينه را رها کردم و با پردال شروع کردم شايد پردال روزگار شعاع دايره ي زندگي ام را آن گونه که مي خواهم باز کند

 

برچسب ها:
تاریخ ارسال: