تبليغاتX
پردال

pardal

پردال

pardal

http://pardal.blogfa.com

پردال

پردال

پردال

يا حق
سلام
اينجا پردال است
پردال فقط برای پردال می نویسد و به خود نگیرید !!!
هر چه می خواهی از چرایی های پردال بدانی در پست اول بخوان
تا حق ...
امضا : پردال!!!

پ.ن .: صفحه با مرورگر فایرفاکس بهتر دیده می شود !

پردال

ماه امشب روي بيرون آمدن ندارد چرا که تو آمدي ...

يا حق

 آقايم سلام !

امشب حرفي براي گفتن ندارم تا صبح اميد بردمد ...

تا حق

امضا : نمي دانم !!!



برچسب ها:
تاریخ ارسال:

من يک x به سمت 18 از چپ هستم !!!

 وقتي هنوز يک ماهي تا 18 سالگي داشته باشي يعني چي ؟ يعني هنوز 18 سالت نشده يعني يه -18 يي هستي و روز جوان به تو و خانواده ات هيچ ربطي نداره تازه روز نوجوان هم باز به تو و خانواده ات ربطي نداره در کل به تو چه که امروز چه روزيه به تو چه که تقويم نگاه مي کني تو چي کاره اي؟ روز مي خواي چي کار؟ بشين سر جات و همون بين نوجوان و جوان تلو بخور .

ولادت حضرت علي اکبر (ع) و روز جوان مبارک!

 


برچسب ها:
تاریخ ارسال:

اون موقع ها ... (به يک دوست)

يا حق


به دوستي که همه ي اون موقع هايم مال اوست :

اين روزا دوباره برگشتم به اون موقع هايي از گذشته که با بقيه ي موقع ها خيلي فرق داشت . دوست داشتني ترين و شيرين ترين لحظاتم رو اون موقع ها داشتم اون موقع ها سرمون رو مي زدند تهمون رو مي زدند (پياز بوديم کلا [نیشخند]) يا توي کتابخونه بوديم يا توي مدرسه ، اون موقع ها کتاب خوندن برامون يه لذت عجيبي داشت ، اون موقع ها سر کلاس که بوديم اونقدر خودمون رو غرق درس مي کرديم تا گذشت زمان رو نفهميم تا دوباره زنگ استراحت رو بزنند و ما دوباره دور هم جمع شيم ، اون موقع ها وقتي از يه چيزي خسته مي شديم يا ناراحت بوديم سرمونو مي گذاشتيم توي بغل همديگه و گريه مي کرديم اون موقع ها وقتي يکيمون خوشحال بود اون يکي خوشحال تر بود اون موقع ها هيچ کسي باورش نمي شد من و تو حتي يک ساعتم سر يه کلاس کنار هم ننشستيم ، اون موقع ها هيچ کس باورش نمي شد تو تازه از يه شهر ديگه اومده بودي و من فقط چندماهي بود که تو رو مي شناختم اونم فقط با چندتا زنگ استراحت ... ، اون موقع ها زياد حرف نمي زديم بيشتر نگاه مي کرديم ، اون موقع ها با هم نذر مي کرديم ، اون موقع ها دوستيمون يه رنگ و بوي ديگه داشت ، اون موقع ها ...  اون موقع ها ... اون موقع ها ... دلم براي اون موقع ها تنگ شده !

اون موقع ها تو هواي منو داشتيو منم هواي تو رو اما حالا چي ؟ حالا تو فقط هواي منو داري حالا تو مواظبي که زمين نخورم مواظبي که گم نشم و منم مثل يه بچه کوچولو فقط دستتو محکم گرفتم که ديگه گمت نکنم

به قول يکي از بچه ها " دبيرستان همه چيزمون رو ازمون گرفت " کتابخونه رفتن و کتاب خوندن ، دور هم جمع شدن توي زنگاي استراحت ، همه ي اون کارايي که غير از درس خوندن مي کرديم ؛ شوراي مدرسه ، بسيج ، جشن ها و ... با اينکه خيلي از اين چيزا توي دبيرستان هم بود ولي اوني نبود که ما مي خواستيم هيچ کدومشون مثل اون موقع ها نبود چون ديگه با هم نبوديم چون ديگه نه فقط حرف نمي زديم بلکه به هم نگاهم نمي کرديم يعني نمي شد ديگه سرکلاس حوصله ي درسو نداشتم چون مي دونستم که زنگ استراحتم که باشه تو نيستي که با هم باشيم تو اين چهار سال هيچي مثل اون موقع ها نبود . هيچي !

اما حالا خوشحالم ! چون دوباره باهميم چون دوباره با هم کتابخونه مي ريم و کتاب مي خونيم چون دوباره دوستيمون رنگ وبوي خودش رو گرفت چون ...

و اينا شايد به خاطر اين بود که همه چيزمون رو از دبيرستان پس گرفتيم

 

   تاحق ...

 امضا : پردال

 

برچسب ها: هر چه خواسته دل تنگم گفته
تاریخ ارسال:

شکراً لله

يا حق

 

" الحمد لله حمداً کثيراً طيباً مبارکاً فيه "

* پي نوشت :

وقتي قرار مي شه که يه عدد آينده ي تو رو بسازه و همين يه عدد بگه که چي کاره اي و متاسفانه اين روز ها همين عدد بخواد برات ارزش بياره خوب فکر مي کني چي مي شه ؟ غير از اينه که انسانيت گم مي شه؟ غير از اينه که دل يکي که از آينه صاف تره ، مي شکنه؟ اين عدد واقعا چيه که به خاطرش مي خندن و يا گريه مي کنن ؟ واقعا چرا بايد آدما اينقدر بي انصاف باشن که ارزش تو رو فقط با اين عدد بسنجند ؟؟؟

اين روزا وقتي دوستامو مي بينم روم نمي شه رتبه هاشونو ازشون بپرسم شايد چون فکر مي کنم اينجوري منم دارم با رتبه هاشون اونا رو ارزش گذاري مي کنم . خوب آيا واقعا وقتي يک نفر يه دنيا ارزش داره به قول يکي از بچه ها يه رتبه به درازاي يه شماره ي موبايل از ارزشش کم مي کنه ؟ نه مسلمه که نه! من آدمايي رو مي شناسم که شايد رتبه شون 2 يا 3 رقمي نشده و حتي  شايد همون شماره موبايل باشه ولي اونقدر شخصيتشون بزرگه که همون لحظه اي که رتبه شون رو ديدن سجده ي شکر به جا آوردن ! چرا ؟ مي گن چون خدا همين رو خواسته و ما هم تسليميم ! البته نه اين که ناراحت نباشن اما خوب مثل بعضيا با خدا قهر نمي کنن و حرمت بنده و خدا رو نمي  شکنن .

منم از خدا مي خوام که کمکم کنه که هموني باشم که قبل از نتايج کنکور بودم کمکم کنه که نمک خور و نمکدون شکن نباشم و حرمت شکني نکنم . برام دعا کنيد !

خدايا دوستت دارم !

 تاحق ...

 امضا : پردال

برچسب ها:
تاریخ ارسال:

سوره ي تماشا

  به تماشا سوگند

و به آغاز کلام

و به پرواز کبوتر از ذهن

واژه اي در قفس است!

حرف هايم مثل يک تکه چمن روشن بود

من به آنان گفتم :

« آفتابي لب درگاه شماست

که اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد »

...


برچسب ها: هر چه خواسته دل تنگم گفته
تاریخ ارسال: