تبليغاتX
پردال

pardal

پردال

pardal

http://pardal.blogfa.com

پردال

پردال

پردال

يا حق
سلام
اينجا پردال است
پردال فقط برای پردال می نویسد و به خود نگیرید !!!
هر چه می خواهی از چرایی های پردال بدانی در پست اول بخوان.
همین و بس !
تا حق ...
امضا : پردال!!!

پردال

من نه يک x به سمت 18 از چپ هستم نه يک x به سمت 18 از راست . من يک x=18 هستم!

( بدون شرح )

برچسب ها:
تاریخ ارسال:

تبريک مي گم انشاءالله سال ديگه !!!

دو روزه که نتايج دانشگاه سراسري اومده و تلفن ها همچنان در حال زنگ خوردنه :
- سلام
= سلام
(بي مقدمه) - کجا قبول شدي؟
 =مگه نتايج اومده ؟
- آره برو نگاه کن
= باشه پس فعلا ...

... (بعد از ديدن نتايج)

- خوب چي کار کردي
= نه تو اول بگو
- (...) تو چي ؟
= تبريک مي گم شيريني يادت نره ! منم  (...)
- کي به کي مي گه شيريني يادت نره اگه من شيريني تو که يه افطاري کامل بايد بديا!
= (تعارفات است که اين وسط تيکه و پاره مي شود...)

... ( هنوز تماس اول قطع نشده سه تا بوق پشت سر هم )
= خوب فعلا
(پشت خط) ...
= بله
- سلام تبريک مي گم بابا ايول مبارکه خانم
= (شاخ است که اين وسط بر سر مبارک سبز مي شود که اين کدام خبرگزاري بود که بدين سرعت خبر را پيچاند؟!؟! ) ممنون تو چي کار کردي؟
- منم(...) انتخاب چندمت بود ؟
= (...) تو چي ؟
- (...)
= خوب به سلامتي راستي فلاني (؟) چي کار کرد ؟
- اون که هيچي قبول نشده
= آخ چرا رتبه اش که خوب شده بود
-تازه فلاني(؟) هم (...) قبول شده باورت مي شه
( همچنان ادامه مي يابد تا دوباره سه بوق ممتد...)

- (صدايي غمناک به همراه مخلوطي از اشک) سلام تبريک مي گم خيلي خوشحال شدم
= ممنون تو چي کار کردي ؟
- من هيچي قبول نشدم
- آخي عزيزم اشکال نداره ان شاء الله سال ديگه
...

و تلفن ها همچنان ادامه دارد و آدم هايي با تبريک ها و دلسوزي ها ؛ اما آيا اين همه اتفاق به حق بود ؟ آيا اين نتايج واقعا نتيجه ي زحمات همه ي آنها بود ؟؟؟
هنوز هم بي عدالتي در سيستم آموزشي کشور بيداد مي کند.

*پی نوشت :
خدايا بازم شکرت خدايا هنوزم لازمت دارم تنهام نذار که بي تو بي کسم !

 


خدايا ما را جزو ريا کاران قرار نده !

برچسب ها:
تاریخ ارسال:

اين مجله به هيچ وجه سياسي نيست !!!

يا حق
ديروز بعد از مدت ها يه شماره از مجله اي که قبلاً ها کرم خوندنش رو داشتم به دستم رسيد به ياد اون موقع ها سريع رفتم سراغ صفحه اي که همون موقع ها شايد 100 بار يک قسمتش رو مي خوندم و بازم سير نمي شدم... اما ... ديگه اون صفحه اونجا نبود به جاش يه صفحه اومده بود که يه بوهايي مي داد ، بوي يه جور دعوا ؛ يه دعواي سياسي . خوندمش واقعا يه جنگ بود که از يه سلاح موثر و هوشمندانه استفاده شده بود براي شکست رقيب ، از جملات خود رقيب استفاده کرده بود براي يه حمله ي عجيب! خوب يه روش کاملا جالب مي تونه باشه کاملا از زير ميز و بدون هيچ گونه آشکار سازي حتي شايد به عنوان تشکر و تقدير ضربه ي خودش رو مي خواست بزنه يه استتتار به تمام معنا .
گفتم به صفحات ديگه سر بزنم رفتم سراغ صفحات سينمايي . اونجا رو با ديد سياسي صفحه ي قبل خوندم کاملا غيرمحسوس توي اين صفحه هم به انتقاد و مبارزه پرداخته . قسمت هاي ورزشي رو که نگيد! زير سوال بردن يه شخصيت سياسي ورزشي به طرزي فجيع تو اين قسمت بارز بود شايد اگر حتي اول اون صفحه ي کاملا سياسي رو نخونده بودم بازم به همين نتيجه مي رسيدم که ...
بخش معرفي کتابش رو از همون موقع ها هم دوست نداشتم خسته ام مي کرد  يه صفحه ي کاملا بيگانه !
به نظرم تنها صفحاتي که بوي سياست نمي داد همين صفحه ي معرفي کتاب بود و صفحات موسيقي . صفحه ي کامپيوتر ( ببخشيد رايانه) و اينترنت (نمي دونم پارسيش چي مي شه !!!) قبلاها نبود تازگي ها اضافه شده بود ؛ مطالبش مفيد بود البته يه ذره به روز نبود .

 

يادم رفته بود جلدش رو نگاه کنم قبلاً ها هميشه جلد مجله پر از معني بود و شايد يکي از علت هاي جذابيتش برا من جلدش بود . البته هنوز هم بود نه ! واقعا مجله سياسي شده ؛ يه شخصيت سياسي در کنار يه شخصيت سينمايي با يه کادر و صحنه ي هوشمندانه .

 

  اين اون مجله اي نبود که من قبلاً ها مي خوندم عوض شده بود همه چيزش عوض شده بود فقط يه چيز تغيير نکرده بود اونم اين عبارت روي جلدش : " هفته نامه فرهنگي ، هنري ، اجتماعي ، سينمايي ، و طنز " (!) اما کاش يادشون نرفته بود روي جلد بنويسند : " اين مجله به هيچ وجه سياسي نيست !!!"

 *پي نوشت : 

يعني واقعا اين همه بود لازم بود؟ بود؟ نبود؟ شايدم بود!!! اصلا بودن يا نبودن مسئله همان "بود" بود !

 

 تا حق

 

امضا : پردال

برچسب ها: روزنوشت ها
تاریخ ارسال:

یه یادگاری

يا حق

بالاخره ماموريت يک هفته اي ما رو به پايان است . يک هفته خاک خوردن و خستگي تجربه ي جالبي بود.

اينم يه يادگاري از اين يک هفته ي خاکي !

 تا حق

امضا : پردال

برچسب ها: روزنوشت ها
تاریخ ارسال: