چرا اعتصاب؟
آهای با توام !
تویی که امروز و دیروز زندگی راحت و مرفه ات را بر خودت سخت گرفتی و و مرغ شکم پر با آلوی برغان ناهارت را رها کردی و چشمت به دنبال استامبولی پلو(؟؟؟) دکتر بود تویی که زندگی راحت خوابگاهیت را که از خانه ی خودت هم مرفه تر است نادیده گرفتی تویی که چشم نداری ببینی دکتر بنده ی خدا بعد از خستگی سفر شهرستان (؟؟؟) یک لقمه نان خالی (؟؟؟)
را با وزیر زحمتکش(؟؟؟) علوم تناول می کند آخر چرا ؟ مگر دکتر بنده ی خدا کم برا شماها زحمت (؟) کشید مگر اینترنت wireless را تا روی تخت هاتان از آن پله های مشقت بار بالا نیاورد مگر دکتر بنده ی خدا وام لپتاپ و وام مسکن وام ازدواج و حتی وام لوازم تحریرتان را فراهم نکرد ؟ اصلا آهای شما طرشت 3 ای ها مگر همین دکتر بنده ی خدا نبود که لباس کار (آن هم لباس های دست دوم کارگاه بچه ها ) را پوشید و رفت شوفاژخانه ی خوابگاهتان آب گرمی برایتان گرم کرد که بینی هایتان قندیل بست مگر همین دکتر خودمان نبود که ...
یادتان می آید آن زمان های دور را که توی غذاها چیزهایی می ریختن که الان روی گفتن ندارم یا آن زمان ها که معده ی استاد و کارکنان و دانشجو با هم فرق داشت و هرچه به شکم استاد نمی ساخت به کارکنان و هرچه به شکم ومعده ی کارکنان نمی ساخت به شکم دانشجوی بیچاره می بستند یا آن پله های سلف دختران که بماند . گذشت آن زمان ها الان دکتر رادارید و دیگر هیچ چیز مثل آن زمان ها نیست
ولی افسوس که آدمی سیری ناپذیره و همیشه ناراضی است
حیف دکتر بنده ی خدا که به خاطر شما امروز از ناهار دلچسب سلف گذشت
برید خدا رو شکر کنید دکتر مدرکشو از University of California, Berkeley گرفته
