به یاد او ...
یا حق
آن مرغ خوش آواز چه زیباست به پرواز
مبهوت منم خیره در او چشم و دهان باز
...
یاحق
تو این سه سال به اندازه سی سال درس از زندگی گرفتم هر روزم چیزی نو برام داشته شکست ها و سختی هایی رو تحمل کردم که تحملش برای هر کسی امکان پذیر نیست باورم نمی شه که این من بودم که ایت سختی ها رو چشیدم وقتی امروزم رو با چند ماه پیش از این مقایسه می کنم می بینم که خیلی از خامی های اون زمان رو ندارم
دیگه نمی خوام اشتباه های قبلی ام رو تکرار کنم من الان سی سال بزرگترم با تجربه ای سی ساله !
خدایا خودت کمکم کن !
تاحق
امضا : پردال
یا حق
سلام خدای خوبم
اینجا گفته بودم ایران کانادا یا سنگاپور برام فرقی نمی کنه مهم اینه که تو باشی ولی الان می خوام بگم چرا یه فرق هایی برام دارن ... خوب هفت شهر عشق یه چیز دیگه اند کی دلش میاد بگه مشهد یا هر جای دیگه ؟؟؟ کی دلش میاد بگه مدینه و جاهای دیگه برام فرقی ندارن ؟؟؟
آهای مهربونم دیروز که پیامک اومد که اردوی ورودی های ۸۸ مشهده از خوشحالی داشتم بال در می آوردم انگار همه ی دنیا رو بهم دادی خادم زائر امام رضا بودن هم صفایی داره ها!
آ خدا خودت می دونی که تو این چند سال چفدر دلم لک زده بود برای یه لحظه قدم زدن تو صحن حرم آقا بازم خودت خوب می دونی که همه ی اون دفعاتی که بی سعادتی منو ازش دور می کرد چقدر زیاد بودن و چرا . اما حالا دیگه نمی خوام بی سعادت باشم خدای من دلم تنگه ... دلم تنگه ... تنگه ...
الحمد لله حمدا کثیرا طیبا مبارکا فیه
تا حق

دردی که مدت ها گریبانگیر جامعه ی ما بوده و شاید هم گاه به جرات می توان گفت هنوز هم هست البته هر گوشه ای به گونه ای حتی هنوز در همین اطراف خودمان مادری به خاطر زندگی بخشیدن به نوزاد دختری طرد می شود ، هنوز هم آهای ضعیفه بر برخی زبان ها جاریست یا شاید کمی دردناک تر هنوز هم دانشجوی دختری فقط به خاطر از جنس دوم بودنش از کلاس درس استادی محروم می شود هنوز هم بانوان مکان امنی برای تحصیل ندارند و باز هم هنوز هم ...
این جامعه ی اسلامی ماست این همان جامعه ای است که بر مبنای دینی است که کتاب آسمانی اش می گوید :
من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون» . النحل (16): 97 .
و من یعمل من الصالحات من ذکر او انثی و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنة و لا یظلمون نقیرا» . النساء (4): 124 .
با وجود این آموزه های زیبا هنوز هم زن به جایگاهی که محمد (ص) برایش با اسلام به ارمغان آورد نرسیده است .

چرا یکی از بزرگترین علمای جامعه ی اسلامی حاضر به پذیرش دانشجوی دختر نیست؟ چرا صحن زنان در بارگاه رضوی در مقایسه با صحن مردان بسیار کوچک تر است در حالی که جمعیت بانوان زائر بیشتر است؟ چرا سپردن کارها به زنان با بی اعتمادی روبه رو است ؟ چرا زن جنس دوم است ؟ چرا ... و چرا ...؟؟؟
دنبال این چرا ها هستم ؟
این روز ها وقتی به اطرافم نگاه می کنم می بینم نه تنها زنان جایگاه ارزشی دزدیده شده ی سی سال پیش را که امام (ره) به آنها بازگرداند در تعصبات و نگاه های خودخواهانه ی مردان از دست می دهند که با نادیده گرفته شدن ها ، عده ای حقوق پایه ای و مادی شان را هم در برخی عرصه ها به غارت می برند .
شاید پنداشته شود که این حرف های من ناشی از افکار فمنیستی است ولی این ها جز برداشت های من از آموزه های اسلام نیست!
يا حق
وقتي چشمت را باز تر مي کني و با دقت نگاهي روي ديوار رو به رويت مي اندازي خطوط کم وبيش نا واضحي را مي بيني . جايي شخصي خطي کشيده و دنبال کردن تو را مي طلبد آن چنان مي رود که يا تو خسته مي شوي و رهايش مي کني يا او خسته مي شود و اعتراف مي کند ، اعتراف ميکند که تو را بيهوده با خود همراه کرده ، تنها براي داشتن همدمي ؛ يا شايد بيکاريت را دست مايه خنده اش کرده ، کسي چه مي داند ؟؟؟
کمي آن طرف تر علامت هايي نا آشنا را مي بيني ، علامت هايي بي سر و ته که هرچه بيش تر نگاه مي کني بي معنا تر به نظر مي رسند ، پس بهتر است از اين بي سر و ته اشکال هم بگذري !
بالاي همان بي سر و ته اشکال نوشته هاي ريز و درشت با خط هاي شکسته و نچندان خوانا ابراز علاقه و I love … هايي را ميبيني که حکايت از حضور ليلي و مجنون ها و شيرين و فرهادها مي کند.
کمي که به طرف راست بچرخي و جلو بروي روي همان ديوار قطعه شعري را مي بيني که که شيريني از بي فرهاديش سخن مي گويد ...
باز هم اگر سرت را اندکي بچرخاني جاي خراش هايي را مي بيني که از عمق کمش و نا توانيش مي توان حدس زد کسي تلاش کرده با ناخن هايش اثري از خود باقي بگذارد ، شايد مي خواسته بگويد من هم هستم اين هم نوعي ابراز وجود است!
البته همانجا ها مي تواني خلاصه هر درسي را که بخواهي مرور کني ديوار ها پرند از اين نکات درسي و خلاصه ها .
...
اين بود ديوار هاي يک کتابخانه ي عمومي !!!
ديوار ها همچنان هستند و ديوار نوشته ها نيز ...
تا حق ...
امضا : پردال