1 . . . 2 . . . 3 . . .
یا حق
ایران ، سنگاپور یا کانادا دیگه برام فرقی نمی کنه مهم اینه که تو باشی ؛ که هستی!
مدت هاست که با هم تنها نشدیم هر وقت می خواستم دو دقیقه باهات درد دل کنم یکی می پرید وسط .
حتما تو هم می دونی این یه ماه چطور بر من گذشت وقتی یادم میاد به همه ی اون تنهایی ها و سختی ها به همه ی اون همرنگ نشدن هام و گریه هام به همه ی اون شبایی که نخوابیدم یه همه ی ... . به خودم افتخار می کنم و می گم " هنوزم قبولت دارم البته با ارفاق " (با خودم بودما تو رو که بد فرم قبول دارم) اون شبی که " الله اکبر " فقط ترجمه ی عربی "خدا بزرگتر است" شده بود تنم می لرزید تو بهتر می دونی که چرا چند هفته کسی توی خوابگاه باهام حرف نمی زد ولی خوشحالم که همه ی اونروزا گذشت ...
دلم برات تنگ شده سه روز هم سه روزه
نمی دونم این سه روز قراره چه جوری بگذره فقط بگذره
تا حق!
* پ.ن :
دوستام می گن نمی تونن جایی غیر از ایران زندگی کنن ولی من هرچی فکر می کنم می بینم اینا فقط یه مرزه که آدما خودشون ساختن چه فرقی می کنه ایران یا هرجای دیگه ؟؟؟ وقتی تو باشی همه ی این مرز ها و تفاوت ها بی معنی میشه .
دوستت دارم خدایا !!!