تبليغاتX
پردال

pardal

پردال

pardal

http://pardal.blogfa.com

پردال

پردال - سوره ي تماشا

پردال

يا حق
سلام
اينجا پردال است
پردال فقط برای پردال می نویسد و به خود نگیرید !!!
هر چه می خواهی از چرایی های پردال بدانی در پست اول بخوان
تا حق ...
امضا : پردال!!!

پ.ن .: صفحه با مرورگر فایرفاکس بهتر دیده می شود !

پردال

سوره ي تماشا

به تماشا سوگند

و به آغاز کلام

و به پرواز کبوتر از ذهن

واژه اي در قفس است

 

حرف هايم مثل يک تکه چمن روشن بود

من به آنان گفتم :

« آفتابي لب درگاه شماست

که اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد »

 

و به آنان گفتم :

« سنگ آرايش کوهستان نيست

همچناني که فلز زيوري نيست به اندام کلنگ .

در کف دست زمين گوهر نا پيدايي است

که رسولان همه از تابش آن خيره شدند

پي گوهر باشيد

لحظه ها را به چراگاه رسالت ببريد »

 

و من آنان را به صداي قدم پيک بشارت دادم ؛

و به نزديکي روز و به افزايش رنگ ؛

به طنين گل سرخ ، پشت پرچين سخن هاي درشت .

 

و به آنان گفتم :

« هر که در حافظه ي چوب ببيند باغي

صورتش در وزش بيشه ي شور ابدي خواهد ماند

هر که با مرغ هوا دوست شود

خوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود

آنکه نور از سرانگشت زمان برچيند

مي گشايد گره پنجره ها را با آه »

 

زير بيدي بوديم .

برگي از شاخه ي بالا سرم چيدم . گفتم :

« چشم را باز کنيد . آيتي بهتر از اين مي خواهيد ؟ »

مي شنيدم که بهم مي گفتند :

« سحر مي داند ، سحر ! »

 

سر هر کوه رسولي ديدند

ابر انکار به دوش آوردند.

باد را نازل کرديم

تا کلاه از سرشان بردارد .

خانه هاشان پر داوودي بود

چشمشان را بستيم .

دستشان را نرسانديم به سر شاخه ي هوش

جيبشان را پر عادت کرديم

خوابشان را به صداي سفر آينه ها آشفتيم .


سهراب

برچسب ها: هر چه خواسته دل تنگم گفته
تاریخ ارسال: